یاحق
این روزها وقتی مهُنا – یکی دیگه از برادرزادههام- از مدرسه برمی گرده یه شعر جدید در وصف جومونگ وسوسانو یاد گرفته، از این شعر هایی که مث نقل ونبات بین بچهها پخشه. این روزها وقتی در خنکای هوای بهار مهنا رو می برم دوچرخه سواری حتما چند دقیقهای رو جلوی مغازههای لوازم التحریری که پوسترهای جومونگ وسوسانو رو می فروشن معطل می شیم، از این پوسترهایی که بی هیچ ظرافتی مث نقل و نبات همه جا پخشه. این روزها همه جا صحبت از امپراتوری هان و غنی سازی شمشیرهای بُیو و نامردی تسوِ ،از این حرفای که مث نقل و نبات همه جا پخشه. این روزها البته همه حرف می زنند، آقای وزیر صبح بیدار می شه و تقویمش رو باز می کنه تا ببینه که مناسبتهای امروز چیه و بعد دو سه تا مصاحبه راجع بشون می کنه (آقای وزیری که امروز آوینی رو ستایش می کنه و فرداش درباره درک بالای هنری ده نمکی نامه می نویسه) از این مصاحبههایی که مث نقل و نبات همه جا پخشه... این روزها ساده ترین کار ممکن اینه که خودتو کفری کنی، چون دلیلش مث نقل و نبات همه جا پخشه...
هرچی سعی کردم برای تولد مهنا یه کتاب ساده و روان از داستانهای شاهنامه یا سمک عیار پیدا کنم نشد، یادم میاد وقتی خودم بچه بودم داستانهای خانوم دکتر زهرا کیا رو از شاهنامه خونده بودم، ولی هرچی تلاش کردم کتابش گیرم نیومد، چون متاسفانه این جور کتابا رو دیگه مث نقل و نبات نمی تونی هر جایی پیدا کنی.
امروز روز هزاره سرایش شاهنامه است.
یاعلی