تبليغاتX
تیپا - یک سبد یاقوت سرخ از این انارستان ببر
یاحق

۱- با این تیکه مهران مدیری خیلی حال کردم که به امید روحانی گفت:

    - ببخشید...منتقدی شغله...یعنی به شما حقوق می دن فیلم ببینین...اونوخت از فیلما بد بگید

۲- بعد از سال ها موانست و مجالست با حضرت حافظ،من امسال رو سال مولانا می نامم...سال غرق شدن در بحر معنا...

۳- شعر پایانی این پست هم از هیچ خواننده معروفی نیست، بلکه از یه دوست قدیمیه...برای اونهای که هنوز با کانون ادبی دانشگاه احساس نوستالژی دارن،یه شعر از زینب مصباحی نیا انتخاب شده:

دختر خورشید را با خود به کوهستان ببر
تور مه را از سرش بردار و دست افشان ببر
ابرها رفتند ومن رنگین کمان پوشیده ام
دست هایت را بیاور از تنم  باران  ببر
انبساط حس پاییزم،بمان!با من بخند!
یک سبد یاقوت سرخ از این انارستان ببر
ناز گلهای جوان را با نسیمی سر ببر
آه! یک دشت شقایق در رگت پنهان ببر
برف می آید،هوا سرد است،دستم را بگیر
با خودت تا باغهای دور تابستان ببر
در دهان شعر خیزت واژه هایم را بکار
یک نفس تا موسم سبز کشاورزان ببر
از رکود خویش بیزارم!به دریایم بریز
شاه ماهی !موج ها را تا شب طغیان ببر

یاعلی

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 11:36 توسط سامان موحدی راد |