
انوشه انصاری هم از آسمون ها بر گشت و تو قزاقستان مورد استقبال مقامات دولتی قرار گرفت(منظورم دولت قزاقزستانه وگرنه دولت کریمه ما رو چه بهاستقبال از زنان کافر بی حجاب)

داشتم به این فکر می کردم که اگه انوشه تو ایرن می موند سوار دوچرخه هم نمی تونست بشه تازه اگه یه وقتی هم می گفت که می خوام برم فضا به جرم استفاده از دارو های روان گردان زندانی می شد
.jpg)
عمران صلاحی آدم ساده ای بود...با همین سادگی می خنداند ولی به همین سادگی نمی خندید
چهار شنبه عمران با زندگی وداع کرد یا بقول علیرضا قزوه(که خودش هم از زبان تاجیکی بیان می کند بندگی کرد) خدایش بیامرزاد اورا و مارا
پی نوشت۱: خواندن از گلستان من ببر ورقی نوشته عمران صلاحی(مرحوم صلاحی) توصیه می شود
یا علی